کد خبر: 2964 دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۳- ساعت ۱۰:۵۴

ریشه هویت زدایی ملت ها

هر ملتی و جامعه­ای دارای هویتی ملی و دینی و تاریخی است. این هویت­ها باعث می­شود تا مردم آن جامعه یا ملت وقتی از هویت خویش آگاه می­گردند، نوعی غرور و غیرت به آن­ها دست دهد تا برای حفظ آن هویت اقداماتی را انجام دهند.

 

ملت­های نوظهور در عرصه جهانی، به ناچار از داشتن این هویت تاریخی محرومند. پس در عرصه­های بین­المللی دچار نوعی بی­هویتی می­شوند. این بی­هویتی درست مثل آن است که کسی از طریق رابطه­ای نامشروع به دنیا آمده باشد. این فرد هر چند سعی کند در طول عمر آدم بسیار خوبی باشد، نهایتاً در برخی موقعیت­ها واکنش­هایی را از خود نشان می­دهد که نشان دهنده بی­هویتی اوست. بی­هویتی­ای که در ناخودآگاه وجود او، او را به واکنش در برابر برخی مسائل قرار می­دهد.

 

بگذارید مثالی عینی بزنم. یکی از صحابه پیامبر اعظم(ص) و امیرالمومنین(ع) و امام حسن مجتبی(ع)، کسی به نام زیاد بن ابیه است. زیاد از مادری زاده شد که با چند مرد دیگر نیز همبستر می­شد. این شد که پس از تولد پدرش معلوم نبود. از جمله مردانی که با مادر زیاد همبستر شد، ابوسفیان بود. اما از آن جا که هیچ کدام از آن مردان حاضر نشدند تا بپذیرند که زیاد فرزند آن­هاست، او در تمام عمر دچار نوعی خودکم­بینی شد.

 

زیاد که در رکاب رسول خدا(ص)، امیرالمومنین(ع) و امام حسن مجتبی(ع)، مجاهدت­ها نموده بود، از سوی امام حسن(ع) به عنوان حکمران آذربایجان گمارده شد. زمانی که امام حسن(ع) با معاویه صلح نمود، زیاد نیز همچون سایر صحابه، به سختی تن به بیعت با معاویه داد. در تاریخ می­خوانیم که زیاد در میان صحابه به عنوان یکی از مخالفین سرسخت معاویه قرار داشت.

 

در همین زمان معاویه، دائم به دنبال راه­هایی بود تا صحابه را از امام حسن(ع) به گونه­ای جدا نماید. اما به هر طریق که پیش رفت نتوانست به منظور خویش دست یابد. تا آن زمان که با مشورت عمروعاص او را از طریق پدرش برادر خونی خویش لقب داد. پس از این داستان بود که معاویه او را به حکمرانی کوفه و بصره گمارد و پس از او نیز پسرش به حکمرانی این دو شهر گمارده شد. این پدر و پسر چه در زمان معاویه و چه در زمان یزید از خونخوارترین حکمرانان گشتند. زیاد در سرکوب شیعیان کوفه به خصوص صحابه بزرگی چون حجر بن عدی به صورت مستقیم دست داشت.

 

ملت­ها و جوامعی که دارای هویت نیستند، برای بدست آوردن هویت، هم به دنبال هویت­سازی برای خویشتن هستند و هم این که از سوی دیگر هویت ملت­ها و جوامع دیگر را یا به تمسخر گیرند یا این که اگر بتوانند تخریب کنند.

 

این است که می­بینیم ملت­ها و جوامع تازه به دوران رسیده­ای همچون ایالات متحده آمریکا، از آن جا که هویتی ندارند، در طول یک قرن اخیر، از طریق رسانه­­های خویش به تمسخر ملت­ها و جوامع دیگر پرداختند و به انواع مختلف سعی در نابودی آثار به جا مانده از دوران تمدن و شکوه ملت­ها و جوامع دیگر پرداختند و سعی کردند تا از این طریق روحیه ملت­ها و جوامع را در نزد خودشان تخریب نمایند. ابتدا نیز به سراغ هویت دینی و اعتقادی این ملت­ها و جوامع رفتند و با تمسخر یا شبهه­افکنی به دنبال آن بودند تا از نظر فکری آن­ها را از هویت خویش دور نگاه دارند و یا آن که به سمت خود سوق دهند. سپس سراغ هویت ملی آن­ها می­روند تا از این طریق نیز آنان را از هویت خویش جدا نمایند.

 

این است که می­بینیم پیاده نظام مزدور آنان در کشورهای مختلف تحت عناوین مختلف به نابود کردن و تمسخر این هویت می­پردازند.

 

مثلاً در تاریخ ایران، می­بینیم کسی چون رضاخان نه تنها به دنبال هویت­زدایی دینی و مذهبی بود که علیه هویت ملی نیز دست به اقداماتی زد که هنوز آثار آن را می­بینیم. از جمله مبارزه او با هویت دینی را می­توان ممنوع کردن عزاداری برای ائمه اطهار عنوان نمود و مبارزه و یکسان نمودن البسه مردم آن هم البسه فرنگی، را می­توان حرکتی در راستای هویت­زدایی ملی دانست.

 

این قدرت خشن رضاخانی، تنها در عصر او و شیوه او خلاصه نمی­شود. به عنوان مثال می­بینیم که کسانی تحت عنوان دین، به مبارزه با هویت ملی و آثار فرهنگی به جا مانده از دوران کهن ملت­ها می­پردازند. مثلاً در اوائل دهه 80 شمسی در افغانستان، طالبان با تخریب میراث فرهنگی افغانستان، در این راستا گام برداشتند.

 

همین چند روز پیش بود که خبر حمله به کتابخانه، موزه و میراث فرهنگی عراق توسط تکفیری­ها منتشر شد.

 

لازم به ذکر است که بسیاری از این آثار، تنها میراث فرهنگی و هویت ملی و مذهبی مردم عراق نیست، بلکه میراث فرهنگی و هویت ملی و مذهبی مردم ایران، ترکیه، کردستان و ... نیز می­باشد.

 

هرچند این حملات و تخریب­ها برای بار اول نیست که صورت می­گیرد. تخریب قبور پیامبران بزرگی که در عراق و سوریه مدفون هستند نیز از این جمله است.

 

با این تحلیل بهتر می­توان به پشت پرده حمایت­های ملت­های تازه به دوران رسیده و گاه جعلی همچون آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی از امثال داعش و النصره رسید.

 

رژیم غاصب صهیونیستی، که هویت خویش را در برپایی هیکل سلیمان می­داند، و آن را تنها در تخریب مسجدالاقصی و قبه الصخره می­بیند تنها به یک چنین فضایی نیاز داشت که برایش فراهم شد.

محمد مهدی اسدزاده

 

 

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی کازرون خبرشهرستان کازرون می باشد