کد خبر: 2974 سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۳- ساعت ۲۰:۱۶

نـوشـين نـامه (3)

نوشين از كودكي و دوران راهنمايي و دبيرستان و دانشگاه اهتمام ويژه‌اي به درس‌هايش داشته كه نمرات عالي و ممتاز اين جوان نخبه در همه‌ي مقاطع تحصيلي دلالت بر استعداد همراه با سعي و تلاش وافر او دارد اما مُجاهدت علمي و درسي ايشان در همين جا متوقف نشده و در جا نزده است بلكه ساير توان‌مندي‌هاي خود را در جهت اهداف الهي و معنوي رُشد و شكوفا كرده بود لذا نوشينِ ممتازِ درسي در مسابقات نهج‌البلاغه و احكام و داستان نويسي و تئاتر و ايضاً در مسابقات و رقابت‌هاي ورزشي دو و بدمينتون هم در سطح آموزشگاه و شهرستان و استان در جايگاه ممتازين قرار داشته است. نوشين براي تكميل و ارتقاي شخصيت اجتماعي و توان‌مندي‌هاي خود و در راستاي احساس تكليفِ ديني، آموزش زبان انگليسي را تا اخذ ديپلم ادامه داد به گونه‌اي كه تصميم مي‌گيرد بخشي از خاطرات روزمره را به انگليسي نگارش كند لذا در تاريخ 87/6/27 در ديوان خاطراتش اين گونه مي‌نويسد:

I want to write my memorics in English

اما بعد از نگاشت دو صفحه انگليسي انگار كه منصرف شده باشد به فارسي ادامه مي‌دهد.

تصميمم عوض شد مي‌خواهم فارسي بنويسم، هيچي مثل فارسي و هيچ كاري مثل نوشتن احساس آدما رو منتقل نمي‌كنه، قشنگ فكر مي‌كنه و چِرت نمي‌گه!]البته من هيچ وقت عمرم چرت نمي‌گم![ 87/6/28

-يادآوري كرده باشم كه جملات فوق متعلق به دختري چهارده ساله است كه دوران پاياني مقطع راهنمايي تحصيلي را پشت سر مي‌گذاشته و اين گونه آينده‌ي عرفاني خود را با مراقبه پيش بيني مي‌كند.

-ديروز به لطف خدا خيلي روز كوتاه(البته در مدرسه) و بي‌دردسر و خوبي بود چون امتحان علوم نوبت اولم را خوب داده بودم و علاوه بر آن در همان امتحان سؤالي را كه اشتباه بود با تجزيه و تحليل تصحيح كرده بودم و...

امروز خيلي زود گذشت، امروز كمي ناراحت كننده بود، امروز انديشه‌ي جديد در من ظاهر شد و... اي كاش امروز مثل بقيه‌ي روزها براي من فراموش نشه.... خدايا... كي از تو مهربون‌تره؟ كي از تو شنواتره؟ كيه كه تو دست رد به سينه‌اش بزني؟ كيه كه از راه تو پيشمان برگرده؟ مهربانا! خيلي كُمكم كن، تويي كه بندگانت را دوست داري و آن‌ها را بي‌جواب نمي‌گذاري، من تو رو مي‌خواهم اما حيف كه هيچ چيزي بدون تلاش دست يافتني نيست... سَخته... ولي مُمكنه.... يا امام حسين.86/10/19

-نمي‌دونم امروز زود گذشت يا دير، نمي‌دونم خوب بود يا بَد. اما من مثل هميشه با خودم عهد بستم كه هيچ وقت خدا رو فراموش نكنم، خدايا تو رحيمي و بزرگي و بخشنده‌اي... اما من چي؟ تو گفتي نبايد از درگاه خدا پشيمان و ناميد بود اما...

-اكثر ماها بيشتر احكام زندگي(اسلام) رو مي‌دونيم ولي وقتي مورد آزمايش آن‌ها قرار مي‌گيريم همه رو از ياد مي‌بريم حتي ممكنه بعد از آن هم، اشتباهمون را متوجه نشيم، مثلاً هممون مي‌دونيم كه غيبت از گناهان كبيره است ولي هر كه رو هر كجا گير بياريم اَزش بدگويي و غيبت مي‌كنيم، همه مي‌دونيم بي‌حجابي حرامه ولي بعضي از ماها حجاب دُرست و حسابي نداريم، و خيلي از گناهان ديگر از كوچك گرفته تا بزرگ‌ترين....

-خيلي‌ها فكر مي‌كنن دين فقط نماز و دعا و روزه است در صورتي كه احكام ديگري هست كه به پايداري نماز و دعا و روزه و... كمك مي‌كنه.

دين اسلام مثل درس رياضي مي‌مونه، وقتي معلم يه فرمول به تو مي‌ده، تو مي‌توني مسئله‌هاي زيادي رو با همون فرمول حل كني، معلم هيچ وقت سؤال امتحان رو بازگو نمي‌كنه! اگر شماها باهوش باشيد مي‌تونيد با همون فرمول ساده جمع و تفريق و ضرب و تقسيم يك سؤال دور و دراز رو حل كنين! ولي اگر فقط فرمول‌ها رو حفظ كنيد! هيچ وقت قادر به حل مسايل جديد نيستيد...

-از ويژگي‌هاي جالب توجه نوشين كه از يادداشت‌هاي متنوع آن دختر با ذكاوت و نكته بين برمي‌آيد همانا احساس تكليف كردن و بي‌تفاوت نبودن نسبت به رويدادها و موضوعات اطراف و محيط و جامعه‌ است لذا در مدرسه و كوچه و ماشين و بازار و دانشگاه و هركجا كه حركتي ناهنجار و خلاف عُرف و شرع مشاهده مي‌كرده به شدت متأثر مي‌گرديده است و با اين كه به وسيله‌ي گفتار و كردار نيك خود نسبت به رفتارهاي ناهنجار واكنش نشان مي‌داده اما احساس ناراحتي دروني خود را از اعمال نامتعارف در قالب جملات و كلماتي مكتوب مي‌كرده است تا حداقل براي آينده‌ي خودش تذكر و هُشداري باشد...

علی اکبر فرشته حکمت

هفته نامه سلمان

 

 

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی کازرون خبرشهرستان کازرون می باشد