en ucuz iek, online iekcisi

iekci

Antalya iekcisi

Uygun fiyata gl

uygun fiyata gl sevgiliye en gzel hediyedir
 // // اخبار-نور محسوس و نور معقول
شرح خبر

شرح مثنوی معنوی-120؛

نور محسوس و نور معقول

خبرنگار :
۲۴ فروردين ۱۳۹۷ - ۲۲:۱۷:۵۹
کد مطلب : 10665
204

خداوند متعال نور حقیقی است و خود را نور آسمان ها و زمین خوانده است ”الله نور السموات الارض“ نگفته است ”من الوجود یا علت العلل یا وجود مطلق“ هستم.

محمدحسین بروزیی؛ حافظ:

ساقی به نور باده بر افروز جام ما    

مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

خداوند متعال نور حقیقی است و خود را نور آسمانها و زمین خوانده است ”الله نور السموات الارض“ نگفته است ”من الوجود یا علت العلل یا وجود مطلق“ هستم.

نور دو نوع است 1- نور محسوس 2- نور معقول

نور خورشید و ماه ستارگان و چراغ ... اینها نور محسوس هستند و به واسطه این نورها حسی، چشم ما میبیند.

 چشم ما در روز به واسطه نور خورشید و در شب به واسطه نور ماه و چراغ، اشیا را میبیند.

 عقل ما معقول را میفهمد، خود عقل نور است ”العقل نور“ حکما در تعریف نور میگویند ”النور هو ظاهر بالذاته المظهر لغیره“نور ذات خود به خود ظاهر است و نورانی  و اشیا دیگر را نورانی میکند.

 عقل به واسطه خودش ”به ذات خود“ نوارانی و روشن است و معقولات را روشن آشکار میکند.

حق تعالی خود را نور میخواند. خداوند به حسب ذات،  روشن آشکار است و هر چیز دیگری را روشن میکند:

”یا نور النور-یا منور النور-یا نور کل نور-یا نور لیس کمثله نور“

 خداوند به ذات نور است و همهی موجودات در پرتو  شعاع حق  نورانی میشوند.

حافظ:

بی خود از شعشعهی ذاتم کردند       

باده از جام تجلی صفاتم دارند

آیا اشیا نور هستند یا منور هستند؟ اشیا منور نورانی شده به وسیله نور هستند مثل درخت- اتاق- صندلی- گل و ... نور به درخت، گل و صندلی میتابد و به واسطه تابش نور دیده میشوند اگر شب در تاریکی مطلق باشید  هیچ چیز دیده نمیشود و نور یا منور یعنی اشیا دیده نمیشوند و اگر منور (میز-صندلی- درخت و گل) نباشد  نور دیده نمیشود.

بشنوید از مولی این داستان     

نور حس و نور عقل آیاتِ جان

کی به بینی سرخ و سبز و فُور را       

تا نه بینی پیش از این سه، نور را

لیک چون در رنگ گم شد هوش تو     

شد ز نور آن رنگها روپوش تو

چون که شب آن رنگها مستور بود       

پس بدیدی دیدِ رنگ از نور بود

 اگر نور نباشد تو رنگهای سرخ و سبز و بور را    نمیبینی  اما چون عقل تو در جاذبه دیدین این رنگ حضور نور را فراموش کرد. این رنگها حجاب تو در دیدن نور شدند!  اما در شب تاریک که این رنگها پوشیده هستند و هیچ چیزی دیده نمیشود متوجه   میشوی که دیدن رنگها  به واسطه نور است.

این برون از آفتاب و از سها            

واندرون از عکس انوار علی

نورِ نور چشم، خود نور دل است          

نور چشم از نور دلها  حاصل است

باز، نورِ نور دل، نور خداست           

کو ز نورِ عقل و حس، پاک و جداست

 نور بیرون از خورشید ستاره کوچک سهی است و نور درون انسان از شعاع نور ذات خداست. نور چشم مومن از نور دل اوست و این نور چشم از نور دلها به دست میآید!

باز، نورِ نورِ دل مومن از نور خداست. ”یا منور النور“ ”یا نور کل نور“ که این نور دل، از نور عقل نور حس پاک و جداست.

شب نبد نور و ندیدی رنگها      

پس به ضد نور، پیدا شد تو را

دیدن نوراست؛ آنگه دیدِ رنگ     

وین به ضد نور دانی بیدرنگ

پس؛ نهانیها به ضدّ، پیدا شود      

چون که حق را نیست، ضد پنهان بُود

 شب که نور نبود، رنگهای ”سرخ، سبز و بور“ را ندیدی و متوجه شدی شب ضد نور است؛ اول باید نور باشد تا رنگها دیده شود. میدانی این نظریه به ضد نور شب  اثبات میشود.

سپس تمام اشیا پنهان در شب به ضد تاریکی یعنی نور پیدا میشوند و خداوند چون در ذاتش ضد تاریکی است و نور مطلق است  ”یا نور لیس کمثله نور“ به همین منظور ذات خداوند از دید چشم پنهان است.

 نور حق را نسیت ضدی در وجود      

تا به ضد  او را توان پیدا نمود

 

حسن ختام

خدا مستور مانده در ظهورش      

و در قرب شدید با حضورش

نهان از دیده در دلها هویداست      

و از خورشید روشنتر بنورش

 

اخبار مرتبط:

موافق: 3219
مخالف: 2014

کازرون خبر پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد را منتشر نخواهد کرد . لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید. توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید



چندرسانه ای