// // اخبار-هوالحق شب کربلای 4
شرح خبر

عبدالحسین پیروان؛

هوالحق شب کربلای 4

خبرنگار :
۳ دي ۱۳۹۳ - ۴:۴۸:۱۷
کد مطلب : 2357
204

آن شب از آسمان گلوله می ­بارید و دوستان پاره پاره می­ شدند و ما مبهوت مانده، شهادت آنان را نظاره می­ کردیم.

ما بی غمان مست دل از دست داده­ایم          همراز عشق و هم­نفس جام باده­ایم

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشید­ه­ای        ما آن شقایقیم که با داغ زاده­ایم

«حافظ »

زیر باران اشک، بر روی سینه سفید کاغذ قلم زدن مشکل است. وقتی بخواهی برای دوستان بنویسی که بی­پروا یک شبه خویش را به اروند زدند تا با عبور از آن و تقدیم جان خویش، طعم شیرین پیروزی را به کام مردم بریزند. و چنین شد که آنان ما را از خود جدا ساختند و این شد حکایت ماندن و رفتن، حکایت عقده و غصه؛ امشب شب تولد من است. من اکنون 28 ساله شده­ام. ببخشید من 28 سال است که جسم مرده­ای را با خود حمل می­کنم تا ادامه زندگی زندان مانند را ببینم که این از زمان جدا شدن از قافله دوستان و شهیدان آغاز شد. ای قلم، ای اشک بگذارید امشب در چهره یکایک دوستان شهید و مظلومم بنگرم و لحظه جدا شدن از آنان را به یاد آورم : آنگاه که با حاج جاوید بر سر نوشتن وصیت­نامه جرو بحث داشتیم که یکی برای دیگری این کار را انجام دهد – آنگاه که نتوانستم مصافحه­ای دل­چسب با علیرضا اسدزاده داشته باشم، چرا که دلم نمی­آمد از او جدا شوم، اما شد – آنگاه که مهدی زروان به دنبال بستن حمایلش کمک می­خواست و من تجهیزاتش را محکم بستم تا او در شهادت تجدید نشود. آنگاه که صفدر شهبازی و محمدرضا محمدی به هم و سر در گوش هم نجوا داشتند و من مانده بودم چگونه برای خداحافظی و حلالیت جدایشان کنم. وقتی برای طلب شفاعت به دسته یک از گردان یک به فرماندهی غریبعلی قائدی رفتم همه بودند جز خودش پس با دو بینا ( عباس و محسن) . ابوذر دهقان و سید هادی زهرائی که همیشه با هم بودند و در عملیات و شهادت نیز با هم رفتند، خداحافظی کردم. در گوشه­ای از محل زیر نور چراغ فانوس غریبعلی و مسلم اسکندری و چند نفر دیگر که الان نامشان یادم نیست، نشسته بودند و سوره واقعه می­خواندند که جالب بود! امشب چه واقعه­ای رخ خواهد داد!؟ کنارشان نشستم و لحظه­ای در خویش فرو رفتم تا با نجوای آنان همراهی کنم و آنگاه زمان وداع رسید – در کنار مسیر اسدالله افشار و عبدالنبی دهقان آماده رفتن بودند که با جملاتی از آن­ها حلالیت طلبیدم. در یک لحظه اسد الله گفت : حسین آیا سجادم را خواهم دید که یکباره وجودم فرو ریخت و تاکنون مرمت نشده و آن لحظه هر وقت به یادم می­آید تقاضای مرگ می­کنم. صدای هم­همه­ای مرا به خویش آورد. قاسم آمد (جوکاران) و او آمد تا بین آمدن و رفتنش ساعتی بیش نباشد که لیاقت شهادت به مدت حضور در جبهه نیست و بین ورود او و شهادتش دو ساعتی بیشتر طول نکشید. علیرضا معینی گوشه­ای ایستاده و درد پایش او را به خود مشغول کرده بود و بر اثر اشتباه پایش را بر روی صندق مهماتی گذاشته و میخش در پای او فرورفته بود و باید الان با پای مجروح و پانسمان شده، به جهاد برود. تلاقی دو برادر سید محمد تقی و سید محمد کاظم دیده­ ور در هیاهوی صداها و گریه­ها و بغل کردن یکدیگر تو را تا افق عاشقی پیش می­برد. چرا که این دو همدیگر را خیلی دوست داشتند و من میخکوب از این خداحافظی بودم! چهره زیبای منصور میراب تو را به معصومیتش می­برد و غبطه می­خوری که خدا با اینان چه خواهد کرد!  مهدی نجیبی و سید مسلم نجیبی نیز جمع دیگری هستند که قرار ومدارشان برای آن دنیاست. وقتی به ردیف انسان­های به خط شده نگاه می­کنم وحید ( جهانی­آزاد) فرمانده گردان آنان به چفیه همیشگی قرمزرنگش و ریشی که الان به دستور فرمانده گردان زده است و صورتش تنک شده است از همه شاخص­تر است. او مرد سال­های جنگ است، مردی که خیلی از بچه­ها اورا پدر خودشان می­دانستند.

 

قدرت بامشاد و جعفر اسکندری نیز آماده رزم بودند. آنان چند ساعت قبل برای گرفتن عکس چفیه­ام را به قرض گرفته بودند و هر سه همزمان سر در سر هم گذاشتیم و خداحافظی کردیم. برای خداحافظی به پژوه و رزمی و نصیری نرسیدم. ابوفاضل نظری سرحال و شاد مانند همیشه پرشور و مصمم آماده رفتن بود و رفت تا از قافله عقب نماند. . داستان بقیه دوستان تکرار پرواز انسان­های معصوم است.

 

شب کربلای چهار، شب شهادت بود. شبی که کسی بدون این که گلوله­ای شلیک کند به پرواز در می­ آمد یا در روی آب یا قایق یا در نیزار یا در پشت خاکریز خودی. آن شب از آسمان گلوله می ­بارید و دوستان پاره پاره می­ شدند و ما مبهوت مانده، شهادت آنان را نظاره می­کردیم. آنان رفتند تا ما روایتگر شهادتشان باشیم، اگر توانسته باشیم. آن شب در جمع عاشقان گشت می­زدم که سودای دنیا نداشتند و ما دنیایی بودیم. و منتظر که دنیا چه سرنوشتی برایمان رقم بزند.

و ما توفیقی الا بالله  

حاج عبدالحسین پیروان

 

اخبار مرتبط:

موافق: 3219
مخالف: 2014

کازرون خبر پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد را منتشر نخواهد کرد . لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید. توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید



چندرسانه ای