شرح خبر

علی اکبر فرشته حکمت؛

فرهنگ و هنر معماري کازرون در آينه ي خاطرات اوستاي قديم (1)

خبرنگار :
۴ مهر ۱۳۹۶ - ۱۹:۳۷:۲۷
کد مطلب : 9029
204

معماري بومي کازرون چه به لحاظ مصالح( سنگ و گچ و ساروج و گل اندود کردن) و نيز به لحاظ سازه و نهايتاً از جنبه نِما کاري و تزيينات داراي ويژگي‌هاي فني و هنري و فرهنگي است.

قسمت اول

نکتهي جالب در فرهنگ معماري کازرون اين که تقريباً در همهي شش محلههاي قديمي کازرون، خانوادههايي به امر معماري و بَنّايي اشتغال داشتند واين فَنّ و مهارت و هُنر را در خانواده خود به صورت موروثي انتقال ميدادهاند. موروثي بودن مشاغل در جوامع گذشته و در کشور و شهر ما امري طبيعي و مرسوم ميبوده است و مهارتها و حِرف، اغلب به صورت موروثي حفظ و به نسلهاي بعدي منتقل ميشده است اغلب هنرهاي دستي و مهارتهاي فني بومي و قديمي که در زمان کنوني ميتواند براي کشور و شهر ما به لحاظ اقتصادي، اشتغال پايدار خلق و ايجاد کند و از جاذبههاي پُر رونق گردشگري و اقلام صادراتي هم به حساب  آيد متأسفانه به علت گُسَست خانواده و عدم اقبال فرزندان پيشهوران سابق به امر يادگيري و حفظ و تداوم حِرَف و مهارتهاي گذشتگان، شاهد نابودي صنايع مُفيد و منحصر به فرد ايران زمين قديم هستيم و در شهر خودمان کازرون که بازار آن، روزگاري مملو از کارگاههاي متعدد و متنوع گيوهدوزي، مسگري و رويگري و آهنگري، نمد مالي، سنگتراشي (حجاري) و خراطي و... بود و نيز افراد زيادي از زن و مرد و پير و جوان در منازل و ساکن شهر و روستا مشغول کارهاي دستي نخ ريسي و طناب ريسي( علاقه بندي) مِتقال1 ريسي و پشم ريسي و گپه و زيلو و قالي بافي و باد بزن و گيره و سبد بافي و طَبَق بافي(طِبزه)  و بوريابافي و سُفال گري(کوزه گري) بودند اکنون همه تعطيل شده و آثاري از آن باقي نمانده و نسل جديد هم حتي با نام آن آشنايي ندارد!!

- يکي از آثار و ميراث فرهنگي شهرستان همانا معماري مخصوص و منحصر به شهر کازرون است معماري بومي کازرون چه به لحاظ مصالح( سنگ و گچ و ساروج و گل اندود کردن) و نيز به لحاظ سازه و نهايتاً از جنبه نِما کاري و تزيينات داراي ويژگيهاي فني و هنري و فرهنگي است.

فرهنگ و هنر معماري کازرون در آينه ي خاطرات اوستاي قديم (1)

-باري، براي يادآوري و ثبت چنين ميراث غني فرهنگي بر آن شديمفرهنگ و هنر معماري کازرون در آينه ي خاطرات اوستاي قديم (1)

 

که معماري گذشته کازرون را از زبان يکي از اساتيد مُتقدم بَنّايي کازرون بازگو و مکتوب کنيم و در اين رابطه پاي صحبت اوستاد حاج محمد حسين صادقي کازروني نشستيم و تا آنجا که بضاعت ما و حوصلهي ايشان اجازه ميداد سؤال کرديم و پاسخ شنيديم و يادداشت برداري کرديم، حاج محمد حسين صادقي کازروني از اوستاهاي بنّايي معروف و مشهور و ساکن گوي گنبد و ازخاندان بزرگ صادقي زاده اين محله ميباشد.

 

-ايشان در ميان اوستا بنّاهاي قديم از اخلاق و رفتار پسنديده در حرفهي خود زبان زد بوده است برخلاف اغلب اوستاها و معماران، چندين کار را هم زمان قبول نميکرد که مجبور گردد در انجام و اتمام آن بدقولي و بدعهدي داشته باشد لذا به صاحب کار خود قول ميداد و با او هم شرط ميکرد که در صورت فراهم کردن مصالح لازم و داشتن آمادگي مالي کافي از فلان روز در محل کار حضور يافته و عليالدوام تکميل ساخت عمارت و ساختمان و تحويل آن به صاحب کار ادامه ميداد و واقعاً اين گونه هم رفتار ميکرد اوستاد محمد حسين در کنار کار سخت و طاقت فرساي بنايي روحيهاي لطيف و هنرمندانه و قريحهي شاعري هم دارد ايشان در دورهي جواني در دههي 1335 به صورت شبانه تحصيل و موفق به اخذ مدرک ششم ابتدايي گرديد. تقيد اوستا به رعايت ضوابط شرعي در کار و زندگي و دلبستگي به ائمهي اطهار و انجام فرايض و مستحبات از او شخصيتي صاحب کمالات معنوي ساخته است. مجموعهي اشعار و سروده و رويدادهاي شيرين و تأمل برانگيز زندگي اين اوستاد معمار بنايي در مجلدي خصوصي تحت عنوان نسيم بهشت مکتوب و مدون شده است.

لذا عٌمدهي مطالب نسبتاً مبسوط پيش رو در خصوص فرهنگ و هنر معماري قديم کازرون نتيجهي اين مصاحبت است که تقديم علاقهمندان ميگردد. انشاءا... که مقبول افتد و مورد نقد و بازبيني و بسط قرار گيرد و در اين مورد آنچه از قلم و حافظهي ما جاي مانده تذکر داده شود تا تصحيح و ترميم گردد. جاي دارد از جناب ايشان به خاطر قبول اين زحمت کمال تشکر را داشته باشم.

-بنّاهاي مشهور محلههاي کازرون:

1-محلهي عليا(بالا) و محلهي آهنگرون(انقلاب): اوستادها محمد ابراهيم، حاج علي آقا و حاج صدراله و محمدرضا معماري، حاج حسنعلي و علي بابا و حاج محمد علي(انجين) توانگر، باقر و غلامعلي و نصراله تقي پور،  کوچک علي، عوض و نوراله راسخي، يدالله و کربلايي جواد ميرشکاري، محمد ابراهيم پايدار، عوض مختاري، فرج و هدايت نوبخت، محمد آذرنگ، کريم پيوست

2-محلهي گنبد(گنبذ): مرحوم حاج بابا صادقيزاده کازروني و فرزندانش حاج عباس و محمد حسين، کربلايي محمد صادق زاده، اوستاد کربلايي حسين نظري و برادرش آقا بابا، کربلايي احمدچراغپور، خداخواست و محمدشاه کرمي

3-محلهي بازار:اوستاد محمداسماعيل و مصطفي نکويي

4-محلهي فخاران و چاه آبي: اوستادها حاج حبيب خوشنام، حاج اسداله، غلامحسين، حاج محمدصادق و حاج محمدباقر بنيادي، حاج حسن و برادرش حاج اسماعيل اندام

5-محلهي مصلي: اوستادها حاج حسين علي و حاج حسن علي و حاج لطف اله و کريم و حاج رحمن و محمد جواد معماري، حاج مندني و حاج محمد تقي اندامش، کربلايي لطف اله مهندس، جمال فرحناک، حاج علي عبداللهي، عبدالحسين خاوران، حاج محمد شناسنده، حاج محمد حسين و جعفر و جواد و حاج محمد هاشم و حاج کرامت و حاج هدايت و حاج عنايت و حاج عبدالرضا و حاج علي اکبر و حسن خير، حاج اکبر پيمايش، حاج ابراهيم خورشيدي، حاج خراساني معيني، حاج بابا مطهري زاده، قلي و اسداله و صدراله تفضلي، جليل و محمد و باقر فارياب، خراساني و شکرالله شُعرا، حاج علي زماني بخش، لطف اله مرتجز، غلام يگانه

-اصطلاحات و ابزارهاو ضمايم معماري و بنايي قديم کازرون:

زمين قناس به زميني گفته ميشد که گونيا(چهارگوش) نبود لذا بخش قناس اتاق و يا فضاهاي درون ساختمان را به صورت طاقچه يا پَستو و يا کَته(انبار کوچک) براي جاسازي و نگه داري اثاث و وسايل خانه و آذوقهي غذايي(غلات و آرد و نان و...) و مواد سوختي (ذغال چوب و هيمه يا هيزم) و ... ميساختند.

-معمولاً بالاي درِ ورودي اتاقها سوراخي به شکل لوزي، مربع، مستطيل، دايره براي تبادل و جريان هوا تعبيه ميشد نيز بالاي درِ هر اتاق پنجرههاي متخلخل گچي براي تأمين روشنايي و استفاده از نور مستقيم آفتاب ساخته و تعبيه ميگرديد.

- (تارمه) صُدره و يا به تعبير امروزي جان پناه در طبقهي فوقاني و يا در پشت بام ساختمان به شکل مُشبک يا پنجرهي گچي ساخته ميشد.

-ابزارهاي بنايي اگر چه ساده به نظر ميآمد با اين حال به جهت استحکام و زيبايي و نظم سازه و نِماي بناها ميبايست از ويژگي خاصي برخوردار ميبود تقريباً همهي ابزارهاي بَنّايي در کارگاههاي بازار شهر کازرون ساخته و در معرض فروش قرار ميگرفت و يا به سفارش اوستاد معمار بنايي ساخته ميشد ابزار بنايي به طور عام در گويش و لهجهي کازروني اُواره ميگفتند و البته به هر ابزار اسامي خاص هم اِطلاق ميگرديد:

شِمشه(انواع کوتاه و بلند آن)، شُوُل(شاقول)، ماله و کف مال، حصين گچي، بيلَک(بيلچه پهن کوچک سه گوش)، بيل سه گوش دسته دار، تيشه و تِبر تيشه، تراز آبي، ريسمون(نخ)، سِد چوبي(نردبان)، چوب دو شاخه(دو چَلپ، پالو، دو چَلمه) براي پايهي دار بَست و چوبهاي ضخيم و بزرگ جهت برپا کردن داربست، ابزار سفيد کاري و کَندهکاري، سطلهاي حلبي و لاستيکي دول(دَلو) براي حمل آب

-در گذشته اُستاي بَنّا(معمار) کُليهي ابزارهاي بنايي مورد لزوم فرآيند بنايي را خودش تهيه و خريداري و مهيا ميکرد و در انبار منزلش نگه ميداشت و زمان استفاده توسط کارگران همراهش(فَعلِه) به محل کار انتقال داده ميشد

-هر اوستاي بَنّا هميشه يکي يا دو کارگر ماهر و باتجربه تحت عنوان (بَر دست بَنّا) و چندين فَعله دايمي همراه داشت چند نفري هم متناسب با نوع کار به طور موقتي و نيمه دايمي دعوت به کار ميگرديد صبح عليالطلوع فعله (عَملهها) در مقابل دَرِ منزل اوستاي بَنّا صف ميکشيدند و حضور مييافتند و به صورت دست جمعي با همراه بردن ابزار لازم راهي محل کار ميشدند. ميزان و ساعات کار بنّايي در طول يک روز حدود هشت ساعت انجام ميگرفت که اين بازه زماني از روي شاخص سايهي آفتاب تشخيص و به خوبي هم رعايت ميگرديد در پايان هر روز کاري، اوستاي بنا و کارگران بعد از دست کشيدن از کار و سر و سامان دادن به محيط کار و تميز کردن اوارهها(ابزارها)ي بنايي جهت دريافت دستمزد خود از صاحب کار(کارفرما) در کنار اوستاي خود حضور مييافتند، صاحب کار هم دست مزد هر يک از فَعله(کارگران) را به طور مجزا که توسط اوستاد تعيين ميگرديد به صورت نقدي به آنها پرداخت ميکرد. و بالاخره دست مزد اوستا هم که باز توسط خودش تعيين ميشد پرداخت ميگرديد. دستمزد اوستاد و کارگر بنايي با شاخص و ارزش پول رايج حدود هفتاد سال قبل به اين صورت بود که براي اوستاي بنّا چهار تا پنج قران(ريال) و براي هر کارگر دو يا دو نيم ريال از کارفرما مطالبه و توسط او پرداخت ميگرديد. در گذشته رونق کار بنايي معمولاً از دومين ماه هر سال تا اوايل پاييز بود.

-چگونگي پذيرايي غذا از فعله و اوستاد بَنّا: در گذشته با رضايت صاحب کار، صبحانهاي مثل ماست و خرما و نان، لورک و خيار و نان، همراه با چاي و برخي مُخلّفات فصلي مثل هندوانه و طالبي(بَجي)، براي فعله و اوستاد مهيا ميگرديد اين پذيرايي چند ساعت بعد از شروع به کار يعني حدود پيش از ظهر انجام ميگرفت البته با نظر صاحب کار حوالي عصر بعد از ختم کار روزانه فقط از اوستاي بَنّا و بردست و گاهي با دعوت از گچکوب(فروشنده گچ) با غذاي گرم پذيرايي ميشد.

1-مِتقال=نوعي نخ که با الياف کنف ريسيده ميشد       

ادامه دارد...

اخبار مرتبط:

موافق: 3219
مخالف: 2014

کازرون خبر پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد را منتشر نخواهد کرد . لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید. توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید

  • سجاد راسخی

    • ۱۳۹۶/۷/۱۰ ۱۸:۵۸    

    خیلی شیرین بود
    لطفا زودتر قسمت تکمیلی هم منتشر کنید

    0
    0


چندرسانه ای