شرح خبر

علی اکبر فرشته حکمت؛

فرهنگ و هنر معماري کازرون در آينه ي خاطرات اوستاي قديم (2)

خبرنگار :
۱۱ مهر ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۹:۵۷
کد مطلب : 9065
204

براي ساخت اتاق‌‌هاي بزرگ که طاق بزرگ و دهان گشاد(طاق گِرد و گُنبد مانند)، هشت يا شانزده قاب هلالي چمله يا هلالي نوک تيز به کار مي‌رفت به گونه‌اي که که نِماي درون آن گِرد و گُنبد مانند درمي‌آمد.

-اوستاد محمد حسين صادقيزاده، چگونگي و طرز ساخت پنجرههاي گچي را اين گونه شرح ميدهد که:

بعد از اندازهگيري و مشخص شدن ابعاد دريچه، متناسب با آن، يک قطعه گوني(پارچه کَنَفي) بر سطح زمين صاف پَهن کرده، چهار عدد شِمشه(شمشهاي چوبي مکعبي شکل دراز) به طور عمود بر هم و گونيا شده اطراف آن قرار داده و قالب چارچوب آنرا تهيه ميکرديم، گچ نرم غربال شده را با آب مخلوط و به صورت دوغاب داخل قالب ريخته تا به اندازهي ضخامت شِمشهها پُر شود بعد از سفت شدن گچ با استفاده از ابزار نوک تيز چاقو مانند بر سطح قالب گچي اشکال گُل مانند ميتراشيديم تا کاملاً سوراخ گردد اطراف اين دريچهي گچي متخلخل با ضخامت معين به وسيلهي شِمشهها و به کمک ماله و با دوغاب گچ زنده، قاب برجستهاي جهت استحکام سطح دريچه ميساختيم و براي محکم شدن و جلوگيري از شکستگي قاب، درون ملات آن تراشههاي چوب ني ميگذاشتيم به تعبير امروزي بِتُن يا ملات را مُسلح ميکرديم. نيز براي ساخت صُدرههاي مُشبک همين روش اما با ضخامت بيشتر به کار ميرفت. لازم به ذکر است نقوشي که با تراشيدن ضخامت گچ نرم ريختهگري ايجاد ميگرديد بر مبناي ذوق و سليقهي هنري اوستاي بَنّا صورت ميگرفت، بالطبع از آن جا که براي ساخت دريچهي گچي متخلخل وقت و حوصلهي زيادي صرف ميشد لذا بنّاها بابت آن دستمزد عليحدهاي دريافت ميکردند که با ارزش پول دههي چهل بهاي ساخت هر دريچه پانزده ريال بود!

 

-حصين گچ سازي: ظروفي لگن مانند و قَدَح شکل نسبتاً بزرگ از جنس سفال بود که در کارگاههاي کوزه گري(سُفال پزي) شهر کازرون ساخته ميشد نيز اين ظروف قَدَح مانند را با فلز آهني توسط کارگاههاي آهنگري درون بازار کازرون ساخته و تهيه ميگرديد که به آن اِستَنبُلي(استامبُولي) ميگفتند در بَنّايي حصين گچي را براي تهيه دوغاب گچ و ملات گچ زنده و يا ملات ساروج به کار ميبردند. تهيه و ساخت ملات گچ کار هر شخص نبود و توسط کارگر کار کُشته و با تجربهي مُسن انجام ميگرفت که او را اوستاد گچ ساز ميخواندند گچ سازها به جهت عمل طاقت فرساي نشستن مُداوم پُشت حصين گچ و کج نگه داشتن کمرخودمعمولاًکوژپشت(خميده خم) ميشدند!

-چگونگي تراز کردن(برابر کردن) سطوح در بنائي قديم: براي چيدن ستونها(ستون چيني) از چوبهاي راست هندسي به نام شِمشه با طولهاي متعدد يک متري تا چهار متري استفاده ميشد و براي راست نگه داشتن شِمشه از ابزاري به نام شُوُل(شاغول) استفاده ميکردند شُوُل جسم ثقيل فلزي نسبتاً کوچک مخروطي شکلي است که از نخ کتاني ضخيم و محکمي به نام ماک آويزان ميشود در ابتداي نخ يک متري شُوُل، صفحهي مربعي شکل فلزي متصل ميگردد قُطر اين صفحه با قطر قاعدهي مخروطي شُول بايد برابر باشد. براي افقي نگه داشتن يا تراز کردن تيغههاي افقي، شِمشه را روي آن قرار ميدادند و کمي آب بر سطح شمشه ميريختند چنانچه آب بدون حرکت بر سطح شمشه ساکن بماند دلالت بر صاف و تراز بودن و چنانچه آب در جهتي حرکت ميکرد دلالت بر کج بودن به آن سمت داشت.

-تهيهي نقشه عمارت: معمولاً تهيهي نقشه متناسب با پيشنهاد و درخواست صاحب کار صورت ميگرفت اگر چه نقشه بر روي کاغذ ترسيم نميگرديد و مطابق آنچه خواسته صاحب کار بود اوستاي معمار آنرا در ذهن و حافظهي خود ترسيم و سپس بر روي زمين پياده ميکرد اين که ساختمان داراي اتاق دودري يا سه دري و يا چند دري(تا هفت دري) باشد، اين که عمارت داراي ايوان(بالکن) باشد. يک طبقه يا دو طبقه باشد که البته در گذشته به علل فني و فرهنگي عمارتها بيش از دو طبقه در کازرون ساخته نميشد بالاخره اوستاي بَنّا مطابق خواست صاحب کار ميبايست نقشهي ساختمان را بر عرصهي زمين خانه پياده و با پودر گچ خشک آنرا ترسيم ميکرد يا به اصطلاح رَنگه بنا را ميريخت. براي اندازهگيري طول و عرض و ارتفاع، ابزار چوبي راست و دراز و صاف(داراي ابعاد هندسي و مقطع گِرد ارژن) به بلندي يک گَز بکار ميبردند اين چوب يک گزي (گز واحد طول قديم است که امروزه برابر با يک متر ميباشد) را به ده قسمت مساوي تقسيم ميکردند يعني يک مقياس بزرگ يک گزي به مقياسهاي کوچکتر گزي تقسيم ميشده است بعداز پياده شدن نقشه و با نظر کارشناسي اوستا، صاحب کار از گچکوب(صاحب کارخانه توليد کننده گچ- چند سال قبل  در خصوص گچکوبهاي کازرون و صنعت توليد گچ مقاله مبسوطي با قلم نگارنده درج شد) سفارش گچ و از سنگ کَشها سفارش سنگ ميکرد سنگ کشها داراي چند رأس چارپاي بارکش(معمولاً الاغ) بودند که با قرار دادن گالهي (جُوال) چوبي بر پشت چارپا درون آن قطعات درشت سنگ ميچيدند و از دامنهي کوهها و درهها و بيابانهاي اطراف شهر به محل کار بنّايي حمل ميکردند. ميزان شمارش واحد گچ مقياس پيمانه و من و براي شمارش سنگ از مقياس واحد بار يک چارپاي بارکش استفاده ميکردند.

-پي سازي ساختمان: بعد از ترسيم و پياده کردن نقشهي عمارت بر سطح عرصه، محل احداث ديوارها و ستونهاي عمارت بر روي زمين حفاري و خاکبرداري يا شالوده زني صورت ميگرفت اين کار توسط فعلهها(کارگران) ويژهاي و با استفاده از ابزار تيشه و کلنگ دو سر و بيلَک و بيل و گيرههاي چوبي يا با استنبلي انجام ميگرفت(گيرههاي چوبي در کارگاههاي روستاهاي اطراف و به وسيلهي الياف سلولزي ضخيم درختان بادام کوهي، آخورک، اهلوک بافته ميشد) شالوده تا عمقي حفاري ميگرديد که به زمين سفت ميرسيد اين سطح سفت و محکم زمين را خاک زِه ميگفتند اصطلاحاً گفته ميشد شالوده بايد به زِه برسد. اندازهي عمق شالوده در نقاط مختلف شهر متناسب با ضخامت گياه خاک و لايههاي آوار و نُخاله ريزي شده و خاکهاي ماسه بادي و آبرُفتي متفاوت بود و در برخي نقاط عمق آن به چندين متر ميرسيد بعد از اتمام حفاري شالوده، عمق آنرا با ملات مخلوط خاک و آهک و آب و قُلوه سنگ پُر ميکردند تا پي ساختمان علاوه بر محکم شدن نسبت به نفوذ آب، عايق بندي گردد، اين ملات را گل آهک کاري ميناميدند بعد از خشک شدن بر روي اين شالوده گل آهک شده با سنگ و گچ کُرسي عمارت(زير بنا) چيده و ساخته ميشد که ارتفاع کرسي در نقاط مختلف شهر نيز متفاوت بود.

-انواع و چگونگي ساخت سقفهاي طاق مانند: الف- طاق شاه عباس(طاق تيز)

الف-طاق تيز: بر سطح زمين صاف و مسطح، شکل قابي هشت مانند ترسيم ميکردند و بر روي آن دوغاب گچ زنده ميريختند و با خميري شدن دوغاب، تراشههاي چوب ني درون آن فرو ميکردند و مجدداً بر روي آن دوغاب گچ ميريختند تا قاب هلالي، ضخامت لازم به دست آورد حواشي ملات گچ را به وسيلهي مالهي فلزي صاف و تراشيده و پرداخت ميکردند تا کاملاً شکل قاب، هلالي تيز گردد، فاصلهي پايههاي طاق متناسب با دهانهي اتاق مورد نظر طراحي و ساخته ميشد. شکل و ظرافت طاقهاي سقف اتاق به سليقه و مهارت اوستاي معمار بستگي داشت اگر چه خواست صاحب کارهمدراينامردخيل بود.

فرهنگ و هنر معماري کازرون در آينه ي خاطرات اوستاي قديم

-براي سقف يک اتاق دو دري، دو لِنگه پُل نياز بود و ساخت هر پُل به دو لنگه طاق بند نياز داشت و براي تعبيهي هر طاقبند، چهار لنگهي طاق تيز(دو لنگهي قاب مقابل در رأس به هم وصل ميشود) ساخته ميشد، فاصله ميان طاقها(درون طاق بند) با مصالح ملات گچ و پارههاي گچينه(کلوخهاي گچي) پُر ميشد و بخش داخلي آن را با ملات گچ صاف ميکردند. سقف پلها(فاصله ميان طاق بندها) با قطعات سنگ و ملات گچ زنده چيده و پوشش داده ميشد فاصله دو طاق بند(يک پُل) حدود يک گز لحاظ ميکردند که زير هر پُل و در طرفين آن دو طاقچه ساخته ميشد البته پُلي که مقابل دَر ورودي اتاق بود فقط در يک طرف آن طاقچه ساخته شد. معمولاً سطح بيروني طاق(نماي سقف اتاق) بر سطح قطعات سنگ کار گرفته شده، ملات گچ ماليده نميشد که به آن پَنجه کش ميگفتند و البته در صورت تمايل و در خواست صاحب کار، سطح بيروني آن با گچ سفيد کاري و نَرمه کشي پوشيده ميشد(نازک کاري) لازم به ذکر است چنانچه عمارت دو طبقه ميبود از ابتدا پي و ستونها و ديوارهها را ضخيمتر و قويتر ميچيدند و ميساختند روش ديگر طراحي و ساخت لنگههاي طاق تيز رسم آن با استفاده از روش پرگاري در يک چهارچوب مربع شکل است به اين ترتيب که يک ضلع مربع را به چهار قسمت مساوي تقسيم کرده(پنج نقطه) و از هر سمت مربع  بر روي نقطهي دوم به وسيله ميخ ونخ پرگار، خطي منحني به طرف ضلع مقابل رسم ميکردندتا خط ضلع مقابل مربع را قطع کند اين منحني را با پهناي معيني(حدود پانزده سانتي متر) با دوغاب گچ و تراشههاي چوب زني به روش طاق هلالي تيز ميساختند.

ب-طاق چَمله(هلال نيم دايرهاي- طاق جمشيدي): به لحاظ چگونگي ساخت، تفاوتي ميان طاق چمله و طاق هلالي تيز وجود نداشت تنها در ترسيم و طراحي شکل توفير داشتند لذا براي طراحي طاق چَمله با استفاده از يک نقطه ثابت(ميخ) بر سطح صاف و متناسب با عمق(شعاع) و دهانه(قطر) اتاق مورد نظر به وسيله نخ پرگار، دو نيم دايره(کمان) با فاصلهي حدود پانزده سانتي متري رسم ميکردند و سپس طبق همان روش طاق تيز با استفاده از دوغاب گچ و تراشههاي چوب ني و به اندازهي ضخامت لازم لِنگههاي طاق چَمله را ميساختند و در سقف اتاقها کار ميگذاشتند.

-طاقهاي کوچک هلالي جهت سَردَر ورودي و بالاي پنجره و طاقچههاي اُتاق و راه عبور عمارتها به همان روش فوق در ابعاد کوچکتر و متناسب، طراحي و ريخته و چيده و ساخته ميشد.

-براي ساخت اتاق‌‌هاي بزرگ که طاق بزرگ و دهان گشاد(طاق گِرد و گُنبد مانند)، هشت يا شانزده قاب هلالي چمله يا هلالي نوک تيز به کار ميرفت به گونهاي که که نِماي درون آن گِرد و گُنبد مانند درميآمد.

-طاقهاي ريز به نام مَشتک بندي ريخته و ساخته ميشد هر مَشتک را با اره مطابق اندازهي مورد نظر بريده و در سقف کار ميگذاشتند.

ادامه دارد....

موافق: 3219
مخالف: 2014

کازرون خبر پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد را منتشر نخواهد کرد . لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید. توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید



چندرسانه ای