شرح خبر

رحیم زارع؛

بساط معیشت در حاشیه‌ی خیابان

خبرنگار :
۱۴ آذر ۱۳۹۶ - ۱۹:۲۸:۵۴
کد مطلب : 9539
204

رحیم زارع، از نویسندگان و کارشناسان رسانه ای شهرستان کازرون در رابطه با دست فروشی و مسائل حاشیه ای آن یاداشتی تنظیم کرد اند که در زیر منتشر کرده ایم.

به گزارش"کازرون خبر"، رحیم زارع، از نویسندگان و کارشناسان رسانه ای شهرستان کازرون در رابطه با دست فروشی و مسائل حاشیه ای آن یاداشتی تنظیم کرد اند که در زیر منتشر کرده ایم.

یک دسته چک برگشتی از جیبش در می آورد وبا عصبانیت در هوا می چرخاند وداستان تلخ زندگی‌اش را تعریف می کند،10 سال پیش در یک مجموعه صنعتی کار داشته است وزندگی اش روی روال بوده تا روزی که چرخ کارخانه می ایستد واو به همراه بیش از 300 نفر از کارگران راهی جز این که  یکه وتنها در کنار خیابان بساط کنند ندارند.
می گوید"همه این شغل را می زنند توی سر ما،از شهرداری گرفته تا نیروی انتظامی کاش  لااقل یکی بپرسد چرا این همه آدم برای دست فروشی به خیابان هجوم می آورند.برویم دزدی کنیم خوب است؟ به خدا ما دوست نداریم  این‌جا گوشه خیابان باشیم.
چک بی محل، ورشکستگی تولیدی وکارخانه ها باعث شده که او و خیلی های دیگر برای دست فروشی به کف خیابان بیایند،این‌ها می‌خواهند در روزگاری که خوب با آن ها تا نکرده  است به هر قیمتی شریف بمانند وبا سیلی صورت خود را سرخ  نگه دارند.
متأسفانه سال به سال شاهد رشد چشم‌گیر این دست فروشان واقشار آسیب پذیر در کنار خیابان هایمان هستیم.مردمی که روز به روز بیکارتر می شوند وزیر فشار های اقتصادی چاره ای جز پناه بردن به کنار خیابان ندارند.
میدان شهدا،ورودی شهر،بازارپر است از دست فروشان وبساط های رنگ و وارنگ وهر چیزی که دلتان بخواهد می توان در اجناسشان پیدا کرد.
از شال وروسری  گرفته تا ناخن گیر وهدفون ونوشت افزار.
استقبال مردم هم بد نیست روی هر بساط چند نفری جمع می شوند وقیمت می گیرند ویا درحال خرید هستند. قیمت ها هم طبیعتاً کم‌تر از فروشگاه هاست.این‌ها عمدتاً دوست ندارندحرفی از کار بزنند وبه نظرشان حرف زدن می تواند کارشان را به خطر بیندازد.
در واقع آن‌ها هر روز صبح تا شب نگران این هستند که مبادا حمله  ای صورت بگیرد وبساطشان برای همیشه جمع شوند.
رضای 65 ساله روی پارچه‌ی سفیدی لباس زیرمردانه پهن کرده وچشمانش خیس است انگار همین حالا یک دل سیر گریه کرده است اما وقتی با او حرف می زنم می فهمم بیمار است وچشم هایش مشکل دارد. می گوید کارم در بندرعباس بود ،کا را به بهانه تعدیل نیرو از دست دادم ؛بیمه ام را هم ندادند. با این سن وسال باید توی خانه ام نشسته باشم واستراحت کنم ولی هر روزمجبورم با استرس این‌جا بنشینم وبساط پهن کنم .خیلی هم نمی توانم کار کنم هنگام غروب وتاریکی به خاطر چشم‌هایم باید جمع کنم وبروم.
همهمه می شود رضا سریع در چشم به هم زدنی بساطش را جمع می کند وتا روبرگردانم رفته است.نزدیک می شوم گردوهای فراوانی  در کف خیابان پخش شده است .صدای جوانی می آید به خدا این بار دیگر بساط پهن نمی‌کنم .شهریه‌ی دانشگاهم مانده است همین یک بار بساطم را نبرید.آری این حکایت هر روز جاریست.
وضعیت زندگی این افراد نشان می دهد عمدتاً افرادی هستند که نتوانسته اند به میزان مطلوب در آمدواقتصاد خود را تغییر دهند ومجبور هستند این رویه را در پیش بگیرند.به هر حال این بخشی از واقعیت‌های اجتماعی شهر ما وبالطبع کشور است که نمی توان تنها به فکر حذف وجمع آوری  صورت مسأله شان بود. ارائه راهکار های فرهنگی ،اجتماعی وشهری تنها امید این قشر آسیب دیده وضعیف جامعه است.
از آن جا كه حاكميت قانون جهت ايجاد نظم در جامعه يكي از اصول مهم مسايل اجتماعي است بايستي با الگو گرفتن از ساير شهرهاي بزرگ كشور راهكاري به خصوص از سوي دولت و شهرداري براي كمك به اين افراد اتخاذ شود تا هرج و مرج نيز به وجود نيايد. به نظر مي رسد سياست ايجاد بازارهاي روز البته با ايجاد فضاهاي خاص به وسيله پنل هاي موقت در مكان هاي مخصوصي از شهر راهكاري مناسب براي سازماندهي اين قشر زحمت كش باشد. به هرحال شهرداري مي تواند با واگذاري به شكل اجاره اي اين غرفه هاي موقت با قيمت كم به اين افراد قدمي در اين رابطه بردارد.

نویسند: رحیم زارع

اخبار مرتبط:

موافق: 3219
مخالف: 2014

کازرون خبر پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد را منتشر نخواهد کرد . لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید. توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید



چندرسانه ای