طبیعت زیبای دشت برم+عکس


در تاریکی به راه افتادیم . پس از 15دقیقهای حرکت بدنمان گرمتر شد.

به گزارش کازرون خبر، گزارشی کوتاه از سفر یک روزه گروه کوهنوردی بیشاپور کازرون در طبیعت زیبای دشت برم توسط سیدامین حسینی ،عضو این گروه برای علاقه مندان منتشر می شود.

این سفرنامه کوتاه از ابتدای سفر بدین گونه نقل می شود:

صبح جمعه ساعت چهار صبح هر یک از دوستان در محلهای از پیش تعیین شده منتظر آمدن سرویس آقای حمیده بودند که البته با کمی تاخیر  ساعت چهار و شانزده دقیقه  صبح به فلکه قدس رسید و پس از سوار نمودن چند تن از دوستان در نقاط دیگر از خروجی شهر به سمت مقصد حرکت نمودیم.

حدود ساعت  پنج و دو دقیقه به مسجد بین راهی واقع در دشت برم رسیدیم به دلیل فراموشی راننده سرویس ، موفق به توقف برای اقامه نماز صبح نگردیدیم لذا به ناچار پس از رسیدن به روستای دردانه حدود ساعت پنج و ده دقیقه  با درب بسته مسجد مواجه شدیم که در این اثنا یکی از دوستان محبت نموده وبه صورت تکاوری از دیوار 2 متری مسجد به داخل پرید و درب حیاط را برایمان باز گشود که دیدیم درب شبستان نیز قفل میباشد بالاخره نماز صبح را بر روی موزاییک های حیاط اقامه كردیم .

باد سردی شروع به وزیدن کرده بود کم کم عبور این جریان سرد را از تارو پود گرمکن ها احساس مینمودیم و لرزشی وجودمان را فرا میگرفت مثل اینکه این هشداری بود برای ما که دیگر می بایست جهت کوهپیمایی های بعدی کم کم رو به مناطق گرمتر و کوههای پایین برویم .

در تاریکی به راه افتادیم . پس از 15دقیقه ای حرکت بدنمان گرمتر شد.همه دوستان پشت سر هم و به ستون در حرکت بودند.

صدای غرش یه موتور سیکلت که از روبرو به سمت ما می آمد توجه همه را به خود جلب نمو د . یكی ار اهالی روستا بود كه پس از یک سلام  و احوالپرسی کوتاه گذر نمود .

حالا دیگر راه شیب ملایمی  به خود گرفته بود وسنگ لاخی و پاکوبها را پشت سر میگذاشتیم .

با توجه به نزول رحمت الهی در چند روز گذشته گرد و خاکی از قدم برداشتن دوستان به هوا برنمی خواست .همین موضوع باعث تمیز ی دوچندان هوای آن منطقه گردیده بود. کم کم هوا رو به روشنی یا به اصطلاح گرگ ومیش میرفت و مناظر اطراف رخ نمایی مینمود .كومه ها دیگر از باغداران و سكنه خالی گشته است.

در ساعت 7 صبح به  به چشمه (او هَرو) رسیدیم و باز طبق عادت پیشینه گروه و به فرمان سرپرست انجام تمرینات ،حرکات کششی و نرمشی آغاز گردید این رویه در گروه بیشابور همیشه وجود داشته و البته استمرار این موضوع به دلیل پیگیری و پافشاری  و نظارت سرپرست گروه میباشد.

پس از انجام حرکات ورزشی نوبت به خوردن صبحانه گردید. سفره های رنگارنگ صبحانه پهن گردید و هر کس به اقتضای سلیقه و میل و رغبتش صبحانه ای با خود به همراه آورده بود . کتری ها بر روی آتش قل وقل میکردند و نوید به جوش آمدن آب را به صاحبانشان میدادند.

به دلیل خنکای هوا شوق عجیب  و غیر قابل وصفی  برای نوشیدن چای به همه دست داده بود حتی آنان که دفعات قبل علاقه زیادی به نوشیدن چای از خود نشان نمیدادند استکان به دست در صف چای ایستاده بودند. به دلیل اینکه گروه بهار بانوان کازرون ما را همراهی مینمودند من وتنی چند از هم نوردان تصمیم به صعود به سمت قله نمودیم و با کسب اجازه از سرپرست ،گروه را به مقصد قله ترک نمودیم . حركت در سربالایی های تند راه را کمی دشوار نموده بود .در بین راه گذر از كناردرختان گردو، زرشك كوهی، انار،كیالك زرد وقرمز، وحتی انگورهای بجای مانده بر روی درختان حس وحال این كوهپیمایی یكساعته را دگرگون مینمود.

خش خش برگها در زیر پای كوهنوردان چون موسیقی گوشها را می نوازد وآرامش وصف ناپذیری در ما بوجود می آورد.

پای قله كه رسیدیم هوا با پایین اندكی تفاوت داشت و سرد تر بود در كنار چشمه ای پایین قله توقف كردیم و بساط صبحانه پهن گردید.

و پس از آن چند عكس یادگاری و سپس به سمت پایین حركت نمودیم.قرار بر این بود كه دوستان هم نوردمان را كنار مینی بوس در روستا ملاقات نماییم .پس از دیدن همنوردان احوالپرسی گرمی با یكدیگر نمودیم و در ساعت یازده و50دقیقه به كازرون باز گشتیم.


۱۰ آذر ۱۳۹۲