نـوشـين نـامه


نوشين دانش‌پور دختري 20 ساله، دانشجوي سال سوم پزشكي كه در كنكور سراسري سال 1390 با رتبه‌ي ممتاز 150 از دبيرستان سلامي كازرون راهي دانشگاه علوم پزشكي شيراز گرديد.

در حالات و رفتار و علايق مرحوم پروفسور هشترودي نقل گرديده در حد فاصل كلاس درس تا دفترش، كتاب و كتابچه‌اي مي‌گشود ودر اين مسير و زمان اندك مشغول به مطالعه مي‌شد و از اين فرصت كوتاه جهت كسب معلومات استفاده مي‌كرد. ما دختر جواني را مي‌شناسيم و معرفي مي‌كنيم كه دوران دانش‌آموزي و دانشجويي اين‌گونه بود و در مسير محدود و كوتاه منزل تا مدرسه و يا بالعكس مطالعه مي‌كرد و اغلب اوقات در كيف خود كُتب و جزوات درسي و غير درسي متنوعي همراه داشت تا اوقات اندك ترددمبدأتامقصدرا مصروف دانش افزايي كند.

 

عُمر انسان سرمايه‌اي بسيار گران بهاست كه به سرعت از كف اختيار و تصرف ما خارج مي‌گردد لذا در اين عالم فقط تاجران فرهيخته هم‌چون نوشين قصه‌ي ما دريافته‌اند كه لحظه لحظه‌هاي عمر را بايد در بازار معاملات دنيا به كار انداخته و بهترين كالا كه همان گوهر علم و معرفت و اخلاق است ابتياع كنند.

 

نوشين دانش‌پور دختري 20 ساله، دانشجوي سال سوم پزشكي كه در كنكور سراسري سال 1390 با رتبه‌ي ممتاز 150 از دبيرستان سلامي كازرون راهي دانشگاه علوم پزشكي شيراز گرديد. اين دانشجوي ممتاز رشته‌ي پزشكي صرفاً به لحاظ نمرات و رتبه‌هاي درسي، برجسته و انگشت‌نما نشده بلكه مجموعه‌اي از خصايل و ويژگي‌‌هاي معنوي وعلمي و اخلاقي، او را از ديگران مُثتتني و در عِداد برترين‌ها قرار داده است. كسب علم و تخصص و هنر، دانش و عفاف و حجاب، مُتشرع به آداب ديني، غَرق عرفان و نيايش و تَهجد بودن، دوري از ظواهر و تجملات فريبنده، غافل نبودن در جهت تقرب به معبود و تجميع اين صفات نيكو در جان دختري نوجوان و آزاده از نوادر روزگار مادي‌گراي كنوني محسوب مي‌گردد لذا نوشين داستان ما از عجايب خلقت نيست چرا كه مخاطب اصلي كلام خدا در قرآن و بنده‌ي محبوب اوست اما از عجايب روزگار ماست. شرح احوال نوشين، قصه و داستان اسطوره‌اي نيست بلكه واقعياتي از زندگي كوتاه دختر جواني است كه سالياني چند ميهمان كوچه‌ي ما گرديده بود؛ هم او كه در راه رفتن، گام‌ها را سريع اما نرم و كوتاه و طُمأنينه برمي‌داشت نگاهش بر زمين اما عميق و متفكرانه و معصومانه بود آهنگ رفت و آمدش در كوچه و خيابان به معابر آرامش و زيبايي مي‌بخشيد، زينت‌هاي دخترانه‌اش را با تأسّي از آيه‌ي 59 سوره‌ي احزاب در پوشش و سپر چادر نگه مي‌داشت لذا آفريدگار زيبايي‌ها در عوض به او كرامت نفس و زيورهاي معنوي و معرفت پايدار بخشيده بود.

 

افسوس‌وصدافسوس‌كه‌جامعه‌ي‌فرهنگي‌ما شماري‌ازپَلَشتي‌ها و نازيبايي‌ها را بر سر دست گرفته و به عنوان تلفات هجمه‌هاي فرهنگي تمدن مادي‌گراي جهان كنوني مي‌نماياند تا دل‌ها را بلرزاند و بگويد در مَسيل سيلاب بُنيان كن اخلاق و شرافت انساني، نمي‌توان مقاومت كرد! اما چرا نوشين‌هاي روزگار ما كه توانسته‌اند برخلاف جهت جريان سيلاب فرهنگ مهاجم جهان كُفر حركت كنند را بر قُله‌ و پيشاني رسانه‌ها نشان نمي‌دهند تا اُسوه و دليلي باشند براي جوانان‌امروزكه‌دريابند در هر شرايطي مي‌توانند از طينت پاك انساني خود صيانت به عمل آورند.

 

خداوند مهربان كه پيامبران و و اوصياي خود را براي هدايت بشر ارسال فرمود نوشين‌ها را نيز از ميان مردم برگُزيد تا مُتنبه شويم كه هدايت پذيري، رفتار سخت و دست نيافتني نيست اما به نظر مي‌رسد گاهي‌ هاي و هوي روزمره آن چنان ما را از وجود نوشين‌ها در لابلاي جامعه غافل مي‌كند كه در زندگي دنيا حضورشان احساس نكرده و آن‌ها را درنمي‌يابيم و بالطبع از كنارشان بي‌توجه مي‌گذريم! همان‌گونه كه در كسوف و خسوف طبيعت قدر و بهاي حياتي نور آفتاب و مهتاب احساس و درك مي‌گردد شايد دست تقدير خالق عالميان، نوشين‌ها را از جمع ما مي‌بَرَد تا هم‌چون تَلنگُري از خواب غفلت بيدارمان كرده و باعث گردد پلك‌هاي چشمان خواب گرفته‌مان را با انگشت بصيرت بماليم! آري نوشين دانش‌پور در اواخر شهريورماه سال‌جاري(1393) ناگهان به كُما رفت و در بيمارستان نمازي شيراز بستري گرديد، پزشكان متخصص در تشخيص اسباب و علل بيماري حيران ماندند! از نكات حكمت‌آميز خلقت همين بس كه خالق هستي بخش، تن بي‌رَمَق نوشين را در برزخي چند هفته‌اي بر تخت بيمارستان ميان دو دنياي داني و عالي معلق فرمود تا دستان زيادي به درگاهش بلند و نذورات فراواني به پاي درمان و بهبودي او هديه گردد اما خدايي كه مصلحت هست و نيست بندگانش مي‌داند و حرف آخر را مي‌زند اراده‌اش بر اين تعلق گرفت تا اين بنده‌ي خوب خود را برگزيند و در همين ايستگاه 20 ساله سوار بر قطار مرگ به بقاي ماوراي دنيا مُنتقل كند. ارتحال نوشين مصداق حديث معروف قُدسي است كه خداوند به پيامبرش فرمود:«هركس مرا طلب كند، مرا مي‌يابد و هر كه مرا بيابد، مرا مي‌شناسد و هركه مرا شناسد مرا دوست دارد و هركس مرا دوست بدارد عاشقم گردد و هركس عاشقم شود، عاشقش مي‌شوم و هركس عاشقش‌گردم‌او را مي‌كُشم و هر كس را بِكُشم ديه‌ي او به عهده‌ي من است و هركس به گردن من ديه دارد من خودم ديه‌ي او هستم.»

 

- هفته‌نامه‌ي سلمان در راستاي وظايف ذاتي جرايد مبني بر معرفي چهره‌هاي ماندگار و مروّجين ارزش‌ها و ترويج خوبي‌ها هم‌چون گذشته بر خود فرض مي‌داند كه اين نُخبه‌ي فرهيخته‌ي متعهد را بيشتر به جامعه بشناساند لذا ان‌شاءا... با استمداد از روح لطيف و بلند آن مسافر ديار عُقبي و كسب اجازه از خانواده‌ي داغدارش، ديوان خاطرات و دل نگارستان مرحومه نوشين دانش‌پور را ورق زده و گُزيده‌هايي از دل نوشته و يادداشت‌هايش را سلسله‌وار به زيور طبع مي‌آراييم. به اميد آن كه مقبول درگاه ذات باري‌تعالي و مورد استقبال و استفاده‌ي علاقه‌مندان به ويژه جوانان قرار گيرد. در همين راستا از همكلاسي‌هاي دوران دانش‌آموزي و دانشجويي آن مرحومه و معلمين و مربيان واساتيد بزرگوارش و نيز از دوستان و نزديكان درخواست مي‌گردد در صورت امكان با ارسال خاطرات‌شان از نوشين مارا در غنا بخشيدن به نوشتارِ ستون »نوشين نامه« مدد فرمايند.

 

نوشين در صدر صفحه‌ي يكي از كُتب درس پزشكي خود آيه‌ي 24 سوره‌ي كهف را يادداشت كرده است مضمون آيه، ادامه‌ي آيه‌ي قبل از آن مي‌باشد كه خداوند در آن آيات فرموده‌اند: هرگز در مورد كاري نگو من فردا آن را انجام مي‌دهم مگر اين كه خدا بخواهد و هرگاه فراموش كردي جبران كن و پروردگارت را به خاطر بياور و بگو اميدوارم كه پروردگارم مرا به راهي روشن‌تر از اين هدايت كند. اين دانشجوي خوش ذوق و اميدوار در همه‌ي نوشتار بر جاي مانده از ايشان، آيات قرآني و سخنان ائمه‌ي اطهار و بزرگان دين مشاهده مي‌شود لذا در مطلع همان كتاب درس دانشگاهي، جمله‌اي از عارف مشهور مُتأخر يعني حاج اسماعيل دولابي آورده است كه:»نمي‌توانم« را در كنار همه‌ي كارهايتان بگذاريد و اِلّا درمي‌مانيد. بگوييد من نمي‌توانم و كار دست خداست اگر خدا بخواهد كار به دست من عملي مي‌شود واِلّا...

 

-نوشين در همه جا و در دوران كوتاه عمرش، خود را به خداسپرده بود و تمام فعاليت‌ها و كارهايش را براي رضايت خالق مهربان انجام مي‌داده است. ايشان سي‌ام شهريورماه 1387 در آستانه‌ي ورود به مقطع دبيرستان، روز بعد از شركت در مراسم احياي شب نوزدهم رمضان با خداي خود اين گونه نجوا دارد كه:

 

- خدايا تو خيلي غفور و رحمان و رحيم هستي، خديا گناهان همه را بيامرز، هر كسي هر حاجتي دارد اگر به صلاحش بود برآورده‌اش كن،‌ايران را پيروز و دشمنانش نابود كن، خدايا تو كه تنها ياور مايي يك لحظه ما را به خودمان وامگذار، هدايت‌مان كن، و بر نفس‌مان فرمان روايي كن كه خيلي كريمي، خدايا خشوع، نوع دوستي، تقوي، امر به معروف و نهي از منكر، تكبر و خضوع و خوشرويي و جديت در زمان و مكان مناسب خود، پرهيز از گناه، ياري مردم، نماز با حضور قلب و روزه‌ي كامل و هر آن‌چه خوب و نيكواست را نصيب‌مان كن و بدي‌ها را دور، و بر محمد و آل پاك‌ش درود فراوان فرست كه فقط خودت تعدادش را بداني، خدايا مريض، اسير، گرسنه را كمك كن، همه‌ي اوقات يادت را در دلم نگهدار كه تو هميشه به ياد مني اما من نه، همه‌ي جوانان را سر بلند و خوشبخت و سعادت مند كن، زوج‌هاي جوان را... خدايا.... از خوشبخت‌ترين قرار ده، براي همه‌ي دختران همسران خوب و پاك قرار ده و آنان را در كنار هم به لطف خودت خوشبخت و سربلند فرما، در درس‌ها كمك‌مان كن، اللهم صل علي محمد و آل محمد، خدايا به لطف خودت شب قدر را درك كنيم، تزكيه‌ي نفس داشته باشيم، حَوّل حالنا اِلا احسن الحال، باز هم به  كرمت و به اين روزها و شب‌ها ما را به عمل كردن به قدر و علي و اولادش و نَبي‌َّ‌ات ياري كن كه ما جز تو سر پناه و مُلكي نداريم، ياريمان كن اي كه بهترين ياور و شنواترين و بيناترين هستي، خدايا هميشه يادمان بماند كه از خود هيچ نداريم و فقط تويي كه عزت و بزرگي به ما مي‌دهي و تو مالك و صاحب اختيار مايي، مصلحت و تدبير ما را به عهده بگير و همه‌ي كارهايمان را به تو مي‌سپاريم بعد از آن كه با مشورت و تدبير راه درست را انتخاب كرديم، تمام مشغوليت‌مان آن باشد كه واجب و مستحب را انجام و از منكرات و حرام‌ها دوري كنيم، خدايا اي ستارالعُيوب، از فحشا دورمان بدار، عفت و حيا را سرلوحه‌ي كارهاي‌مان قرار بده و... يا رحيم به حق اين شب‌ها ما را با قرآن مأنوس كن كه اهل پيامبر و اوليايت الگوي ما باشند، خدايا به ما فُرقان عطا كن، هر چه را من فراموش كرده‌ام استجابت كن الهي سال تحصيلي را خوب آغاز كنيم،‌ مي‌دانم تو از خيلي وقت پيش، دعاي مرا مي‌شنيدي و اين البته از لطف خودت بود. پس به حق علي مستجاب فرما، يا حق، مغرورمان نكن و تنها عزتت براي ما كافي باشد. اسراف نكنيم و علي وار باشيم.

(در جملات فوق اندكي تصرف و تخليص صورت گرفته است.)

ادامه دارد....

علی اکبر فرشته حکمت

هفته نامه سلمان

 


۲ اسفند ۱۳۹۳